تبليغاتX
سکوت بهترین تحقیر است!
سکوت بهترین تحقیر است!
 
قالب وبلاگ

دست من خالیست...

اما دلم 

تا دلت بخواهد

از دست تو پر است...



میشمردم۱...۲...۳...
قایم میشدی در پس دیوارها...
چند قدم نرفته پیدایت میکردم
اکنون ان گونه در پس دیوارهای ترک خورده قلبم پنهان شدی که عمریست در تردیدم که این بازی را خوب یاد گرفتم یانه؟


[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 0:5 ] [ رامیـــن ] [ ]

فریاد بن بست ...

هجوم ناله های تنهایی ...

تیزی گورها به زیر پا ...عریانی وحشی باد ...

کجایم ...

نیستم ...

باز که بن بستم ...

طعنه های دیوانگی به کجا نشاندم ...

نمی دانم ...

من مرده ام ؟ ...

به بهای چه ...

بهای بودن در اوج نبودن  نبودن ...

چه می گویم ...

نیستم ... هستم ...

بودم ... نبودم ؟ ...

آه ...

باز بن بست ...

تکه هایم را گم کرده ام ...

ویرانی قلبم بیداد می کند ...

و زخم دیوانگی ام ...

آری ...

باز من ستاره ...

در اوج بن بست دیوانگی را زمزمه کردم ...

  

[ پنجشنبه یکم مهر 1389 ] [ 1:27 ] [ رامیـــن ] [ ]
 

سلام

   

 

 

من در خشکی پارو خواهم زد ، بگذارید آنان به من بخندند.

 وقتی به ساحل رسیدم به آنان خواهم خندید ،فرق است میان خنده من و آنان ...

 

گاهی باید کم باشی تا کم بودنت احساس بشه ، نه اینکه اصلا نباشی تا نبئدنت عادت بشه

 

...بخواب دنیا خسیسه واسه کمتر کسی خوب مینویسه .

یکی لبهاش همیشه غرق خنده است  یکی پلکاش تو خواب هم خیسه خیسه

 

 

 

 در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود

 ميشود حتي براي

 ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست

در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه

 هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس

 بود و عشق بود و ياس بود

در لحظات طوفانی زندگی با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است

بابت کامنتهای  قشنگتون که به من  دلگرمی میده  یه دنیا ممنونم .

[ جمعه ششم دی 1387 ] [ 22:13 ] [ رامیـــن ] [ ]

 

                You are every thing to me                    

 دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاهی سکوت است گاهی تماشا

دوست دارم تمام خوبی هامو بکشم چون تو این خاک تنها چیزی که بی ارزشه اینه * دیگه هیچ وقت به

 معصومیت که الان ندارم فکر نمیکم چون باید به چیزای پر اهمیت تر فکر کنم که مثله بقه

باشم آرزومه بتونم از کنار مشکله یکی رد بشم اما نه بخوام نه واسم مهم باشه که کمکش کنم

 

سحرگاه با صدای گریه ی خود بیدار شدم ....

فریاد زدم ...

خدا ... مرا تنها مگذار در سکوت آبی خود ...

فریاد زدم ... جوابم نداد ..

و خوابیدم ...

در خواب دیدم ...

تمام لحظات خدا مرا صدا میزد ...

و صدای من پژواک صدای او بود .

 

 

 

[ شنبه ششم مهر 1387 ] [ 10:6 ] [ رامیـــن ] [ ]

 

 وقتی گریه کردیم گفتند بچه ای,وقتی خندیدیم گفتند دیوانه ای,وقتی جدی بودیم گفتند مغروری,وقتی

شوخی کردیم گفتند سنگین باش,وقتی سنگین بودیم گفتند افسرده ای,وقتی حرف زدیم گفتند

پرحرفی,وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقی,حالا که عاشقیم می گویند اشتباهه و گناهه.

  

 

یادت باشه که "درک عظمت با شکوه خوشبختی فقط کنار لمس دقیق غصه ها امکان پذیره

  

[ دوشنبه پنجم شهریور 1386 ] [ 14:39 ] [ رامیـــن ] [ ]

 

  تورا گم کرده ام امروز
وحالا لحظه هاي من
گرفتار سکوتي سرد وسنگينند
وچشمانم که
تا ديروز به عشقت مي درخشيدند
نمي داني چه غمگينند!!!
چراغ روشن شب بود
برايم چشم هاي تو نمي دانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام
بي تاب ودلگيرم
کجا ماندي که من بي تو هزاران بار
،در هر لحظه مي ميرم

          

 

[ سه شنبه شانزدهم مرداد 1386 ] [ 14:58 ] [ رامیـــن ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اون که بود تو بودی ... اون که تو قلب تو نبود من بودم ...

یکی داشت ... یکی نداشت ...

اون که داشت تو بودی ... اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم ...

یکی خواست ... یکی نخواست ...

اون که خواست تو بودی ... اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم ...

یکی رفت .. یکی نرفت ...

اون که رفت تو بودی ... اون که به جز تو دنبال هیچکی نرفت من بودم ...


رامین
لینک دوستان
امکانات وب
فروش بک لینک
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز